خرید بک لینک
خدایا شکر واسه همه سختی ها و شیرینی های این روزها عصر 3 خرداماه بهمراه مریم بانو و مهدی و مامان رفتیم شاندیز توت خوردن از درختای توت آویزون میشدم و حسابی توت خودیم بعدشم تو مسیر برگشت بلال حسابی مزه داد رسیدیم خونه مامان مریم جان از دوهفته قبلش خونه مامان مریم اومده بودیم و اون شب رفتم خونه خودمون ب

برچسب: نویسنده: پندار کوشکی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 18:30

رایان خوابید از ۶:۴۰ ک بیدار شد برای شیر دیگه نخوابیده جز زیر سینه.منم حالم خوب نیست و نیاز داشتم ک بخوابم.اما همه تلاشام برای خوابوندنش جواب معکوس میداد.تا اینکه ساعت ۱۰ خوابید. دیشب از دست امیرعلی دلگیر شدم،یعنی خودمو اماده کرده بودم ک وقتی اومد بهش ی چیزی بگم ولی وقتی اومد سکوت کردم.بهش گفتم حالم

برچسب: نویسنده: پندار کوشکی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 18:30

رایان رو پام خواب.خیلی خوابش کم و همین منو اذیت میکنه.اذیت از بابت اینکه میگم بچم روش فشار میاد. همش دوست داره زیر سینه باشه و بخواب بره و تا از کنارش بلند میشم گریه میکنه و این روند تکرار میشه.الان تقریبا یک ساعت ک روی پام خوابیده و برای اینکه بیدار نشه برش نداشتم.پام کاملا خواب رفته. از دست امیرعل

برچسب: نویسنده: پندار کوشکی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 18:30

صفحه بندی